سلام....

این را برای تو مینویسم .... تویی که آنچنان در منی که حس ات را حس میکنم . سال میشود که عکسی که بعد از ساعتها در نت یافتم و در کیفم مانده است و حسرتی در قلبم هر روز شعله میکشد ... نه برای داشتن تو .... که من تو را همیشه دارم  ، که برای آن 3 روز که من وجود تو را زندگی کردم . اگر میشنوی که ایمان بیاور دلم برایت تنگ شده .... و هرگز برنگرد و هرگز برنگرد !!!!!!!!!!!!

بانگ رحیل است .... دارم کوله بار میبندم تا از این دیار درد بروم .... مرا حلال کن که گاه و بیگاه داغت را تازه کردم .کامنت ها هم سانسور می شوند . ببخش که ساسنسورت کردم تا یادم برود و نرفت !!!!!!!!!!

ای آشنا ترین آشنا ........... خوشبخت شو ....آنقدر که درد در من ذوب شود و هر روز یاد تو و دیدن تو مرا به گریه نندازد ....

و چه حقیقت تلخیست که میگویی ، این آدمکهای عاجز .... از دور دوست داشتنی اند .....

تا همیشه در من خواهی ماند .....

تا ابد !!!!!!!!!!!!

 

 

نظرات 1 + ارسال نظر
m شنبه 4 خرداد 1387 ساعت 15:23

حداقل می دونم که این یکی برای کیه ولی فکر میکنم خیلی های دیگه هم هستند که برای همون یک نفر نوشته شده ... و بازم فکر میکنم کمتر راجع به اون سه روز میدونم و شاید هیچی نمیدونم ..

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد